آغاز آتشبس رسمی میان ایران وعراق/ اعلام تجاوزگری صدام
تهران - ایرنا - روز دوشنبه 29 مرداد سال 1367 هجری شمسی برابر با 20 آگوست 1988 میلادی از ساعت 6 و 30 دقیقه صبح به درخواست «خاویر پرز دکوئیار»، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد در تمام طول مرزهای دو کشور جمهوری اسلامی ایران و عراق مقررات آتشبس اجرا شد.

به گزارش ایرنا ، دبیر کل وقت سازمان ملل در خاتمه جنگ، با انتشار بیانیهای رسمی از عراق به عنوان «شروع کننده جنگ» نام برد که این بیانیه نیز سندی از مجموعه اسناد حقانیت جمهوری اسلامی ایران درجنگ بود.
در خلال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ، هیأت های متعدد صلح از سوی «سازمان ملل متحد، سازمان همکاری کشورهای اسلامی ( کنفرانس اسلامی)، اتحادیه عرب و جنبش عدم تعهد » برای میانجیگیری به تهران و بغداد سفر کردند که غالباً داوری آنها به دلیل آن که فاقد اصل بیطرفی و گاهی عاری از عدالت و صداقت بود به نتیجهای نرسید.
*** آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران
31 شهریور 1359 با حمله هوایی عراق به چند فرودگاه در جمهوری اسلامی ایران و تعرض زمینی همزمان ارتش بعث به شهرهای غرب و جنوب کشورمان، جنگ هشت ساله حکومت صدام علیه ایران آغاز شد.
جنگ تحمیلی ، درست 19 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و چند روز پس از آن اتفاق افتاد که صدام پیمان الجزایر را در برابر دوربینهای تلویزیون بغداد پاره کرد. صدام در نطقی با تأکید برمالکیت مطلق کشورش بر اروند رود (که او آن را شط العرب نامید) و ادعای تعلق جزایر ایران به «اعراب» جنگ را در زمین، هوا و دریا علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد.
این جنگ در حالی شروع شد که مردم ایران دوران نقاهت پس از انقلاب را میگذراندند و طبعاً به بازسازی کشور و آرامش و سازندگی میاندیشیدند. نیروهای مسلح نیز به دلیل آن که انتظار جنگ را نداشتند، از آمادگی چندانی برای رویارویی در یک نبرد بزرگ برخوردار نبودند. به همین دلایل، نظامیان عراق در ماههای اول پس از شروع حمله، موفق شدند چند شهر مرزی را در غرب و جنوب ایران تصرف کنند.
** دستور دکوئیار و حضور نیروهای پاسدار صلح در مرزهای ایران و عراق
دستور برقراری آتشبس میان دو کشور پیش تر و در پی پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل توسط جمهوری اسلامی ایران از سوی دکوئیار صادر شده بود.
وی به موجب نخستین بند این قطعنامه، آتشبس را اعلام و یک گروه هزار و 300 نفره از نظامیان پاسدار صلح سازمان ملل را نیز مأمور نظارت بر آن کرده بود. این گروه که اصطلاحاً «یونیماگ« خوانده میشد، در آستانه برقراری آتشبس در مرز دو کشور مستقر شده بود.
یونیماگ براساس قطعنامه 612 مصوب 17 مرداد 1367 شورای امنیت تشکیل شد و در ابتدا مدت 6 ماه مأموریت یافت تا بر آتشبس در مرزهای ایران و عراق نظارت کند، اما پس از پایان این مدت، مأموریت گروه 6 ماه دیگر تمدید شد.
یونیماگ متشکل از24 کشور اعزام شده بودند، این کشورها عبارت بودند از: آرژانتین، استرالیا، اتریش، بنگلادش، کانادا، دانمارک، فنلاند، غنا، مجارستان، هند، اندونزی، ایرلند، ایتالیا، کنیا، مالزی، زلاندنو، نیجریه، نروژ، لهستان، سنگال، سوئد، ترکیه، یوگسلاوی و زامبیا.
در این گروه، 350 ناظر نظامی و 615 ، نظامی، 80، پلیس نظامی، 375 ،مامور مخابرات، 130 ، خدمه بالگرد و 30 ، دریانورد بودند. همچنین تعدادی غیر نظامی نیز به انجام امور اداری در گروه اشتغال داشتند.
ستاد مرکزی یونیماگ در تهران و بغداد مستقر بود. هریک از ستادهای مذکور متشکل از مدیریت نظامیان ناظر، مشاور سیاسی ارشد، سخنگوی گروه و سایر نفرات اصلی بود که به طور متناوب در تهران وبغداد انجام وظیفه میکردند.
رئیس گروه ناظران یک افسر ایرلندی بود وفرماندهی کل یونیماگ را نیز ژنرال «اسلاوکویوویچ» تبعه کشور یوگسلاوی سابق برعهده داشت.
** تصویب قطعنامه در شورای امنیت
شورای امنیت سازمان ملل متحد، برای توقف جنگ میان جمهوری اسلامی ایران و عراق در مجموع هشت قطعنامه تصویب کرد. قطعنامههای شماره «479، 514، 522، 540، 582، 588، 598، 619».
در مورد قطعنامه 598 نکته حائز اهمیت این بود که پیشنویس آن از سوی پنج عضو دائمی شورای امنیت بطور مشترک تهیه و به شورای امنیت تسلیم شده بود.
شورای امنیت در این فاصله به مشورتهای فشرده خود برای تنظیم پیشنویسی که حاوی فصل مشترک نظریات دو کشور بود، ادامه میداد و این قطعنامه به اتفاق آراء از تصویب شورای امنیت گذشته بود.
در قطعنامه 598 از طرفین درگیر درخواست شده بود «فوری در جنگ آتش بس اعلام و آن را رعایت کنند، نیروهای مسلح خود را تا پشت مرزهای شناخته شده بینالمللی به عقب بکشند و اسرای جنگی را آزاد کنند.»
شورای امنیت در این قطعنامه نگرانی عمیق خود را از تداوم درگیری و جنگ بین جمهوری اسلامی ایران و عراق اعلام و اظهارنظر کرده بود «چون احتمال افزایش و گسترش جنگ میرود قصد دارد کلیه اقدامات جنگی را متوقف کند و یک صلح جامع، عادلانه، شرافتمندانه و بادوام بین جمهوری اسلامی ایران وعراق برقرار سازد.»
شورای امنیت سازمان ملل متحد در پایان قطعنامه اعلام کرده بود که به دلیل استمرار جنگ بین جمهوری اسلامی ایران وعراق صلح جهانی به خطر افتاده است و درنتیجه تهدید کرده بود که برابر مواد 39 و 40 منشور سازمان ملل عمل خواهد کرد.
** اعلام آمادگی ایران در پذیرش قطعنامه 598
پیش از این جمهوری اسلامی ایران در 26 تیر 1367 رسماً به دکوئیار اطلاع داد که به منظور جلوگیری از کشتار و برقراری عدالت و استقرار صلح در منطقه و جهان، قطعنامه 598 را میپذیرد.
خاویر پرز دکوئیار نیز 9 روز پس از اعلام رسمی ایران مبنی بر پذیرش قطعنامه 598 در فاصله بین 4 مرداد 1367 تا 26 مرداد همان سال، 9 بار با وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و 6 بار با نماینده دولت عراق برای تعیین نحوه اجرای قطعنامه 598 ملاقات کرد.
دکوئیار در 17 مرداد 1367 اعلام کرد که هر دو دولت با ملاقات بین وزرای امور خارجه خود زیر نظر وی موافقت کردهاند. این ملاقات بلافاصله پس از استقرار آتشبس به منظور دستیابی به تفاهماتی برای اجرای سایر مفاد قطعنامه 598 و زمانبندی طرح اجرایی انجام گرفت.
سرانجام دولتهای جمهوری اسلامی ایران وعراق به دبیرکل سازمان ملل اطلاع دادند که با پیشنهاد برقراری آتشبس در سپیده دم روز 29 مرداد موافقت میکنند.
** عراق آغازگر جنگ تحمیلی علیه ایران
گزارش دکوئیار در روزهای آخر کارش به عنوان دبیرکل سازمان ملل به شورای امنیت در مورد متجاوز شناختن عراق در جنگ، از سندهای معتبر و قابل استناد است. همچنان که از جملات این سند سازمان ملل استنباط میشود، وی از آغاز با اطلاعات دقیقی که داشت و گزارشها و تجزیه و تحلیلهایی که دریافت میکرد، عراق را آغاز کننده این جنگ میدانست.
وی در این سند با صراحت میگوید: «درباره بند 6 عناصری از موضع طرفین پیرامون این بند برای من مشخص بود. این یک واقعیت است که توضیحات عراق برای جامعه بینالمللی قابل قبول و کافی نیست.
بنابراین رویداد برجستهای که تحت عنوان موارد نقض بدان اشاره کردیم (نقض حقوق بینالمللی، استفاده غیر قانونی از زور و عدم احترام به تمامیت ارضی یک کشور که مسئولیت مخاصمه را به دنبال دارد) همانا حمله 22 سپتامبر 1980 علیه ایران است که با توجه به منشور ملل متحد و اصول شناخته شده قابل توجیه نیست و موجب مسئولیت مخاصمه است.
حتی اگر قبل از شروع مخاصمه برخی تحرکات از جانب ایران به خاک عراق صورت گرفته باشد، چنین اقداماتی نمیتواند توجیه کننده تجاوز عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران باشد، تجاوزی که اشغال مستمر خاک ایران را در طول مخاصمه در پی داشت. این تجاوزی است که ناقض ممنوعیت کاربرد زور است که یکی از اصول حقوق بینالمللی است.
** گزارش دکوییار در نقض جدی حقوق انسانی توسط عراق
به عنوان مثال من به درخواست یک یا هر دو طرف در موارد متعددی هیأتهای کارشناسی برای تحقیق درباره موارد نقض از قبیل استفاده از تسلیحات شیمیایی، حمله به مناطق غیر نظامی و بدرفتاری با اسرای جنگی به صحنه نبرد اعزام کردم. با کمال تاسف این گزارشها حاکی از وجود شواهدی از موارد نقض جدی حقوق انسانی است. در یک مورد موظف بودم با تأسف عمیق این یافته کارشناسان را شاهد باشم که سلاح شیمیایی علیه غیرنظامیان در جمهوری اسلامی ایران در منطقهای در نزدیکی یک شهر ( سردشت ) عاری از هر گونه حفاظت در برابر این حملات به کار رفته بود.
** دکوییار: از ایرانی ها گلایه ندارم
دکوئیار احساس خود را در مورد رابطهاش با مقامات ایرانی، طی مصاحبهای در کشور سوئد چنین بیان کرد:
«دبیرکل وقت سازمان ملل متحد همیشه دارای رابطهای بسیار پایدار و مداوم با مقامات جمهوری اسلامی ایران بوده است. بنابراین من دلیلی برای گلایه از جمهوری اسلامی ایران ندارم و بالعکس باید بگویم من از اعتمادی که همیشه مقامات ایرانی به دبیرکل داشتهاند، سپاسگزارم.»
** حمایت های جهانی از صدام
در خلال جنگ تحمیلی، عراق از حمایت بیدریغ تسلیحاتی، مالی و سیاسی بینالمللی برخوردار بود. فرانسه، شوروی سابق ، انگلستان و چین درصدر صادر کنندگان اسلحه مورد نیاز عراق قرار داشتند، آلمان تأمین کننده عمده جنگ افزارهای شیمیایی عراق بود و بسیاری از دولتهای عرب حوزه خلیج فارس تأمین کننده عمده نیازهای نفتی، مالی و ترابری عراق بودند.
دولت عراق درسال 1358 شمسی حدود 12 میلیارد دلار صرف خرید تسلیحات کرد، امّا در سال 1361 توانست در خرید جنگافزار از عربستان سعودی سبقت بگیرد و درسال 1363 بودجه نظامی بغداد از مجموع بودجه نظامی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بیشتر شد.
در این سال عراق 40 درصد درآمدهای داخلی خود را صرف خرید جنگافزار از امریکا، انگلیس، فرانسه و روسیه کرد. هزینهای که عراق در دهه 1360 صرف خرید سلاح از امریکا و اروپا کرد، از هزینه تسلیحاتی کشورهای صنعتی اروپای غربی در همین دهه بیشتر بود ، در این دهه عراق، دو برابر آلمان (غربی) بودجه نظامی داشت.
نه در امریکا، نه در اروپا، نه در روسیه و نه در سازمان ملل، هیچ منعی برای تسلیح مداوم عراق به انواع جنگافزارهای کشتار جمعی در دهه 1360 وجود نداشت. بسیاری از این سلاح ها در شرایطی به عراق سرازیر میشد که این کشور پولی برای خرید آنها نداشت و خود را همه ساله به فروشندگان خود مقروض میساخت و بسیاری از واردات نظامی عراق نیز با صادرات نفتی پاسخ داده میشد.
آمارهای رسمی نشان میدهد که شوروی ( سابق ) ، فرانسه و چین سه عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل به ترتیب درصدر کشورهای صادرکننده سلاح به عراق در دهه 1360 بودهاند.
شورای همکاری خلیج فارس که در سال 1359 به بهانه همکاریهای اقتصادی، سیاسی و نظامی 6 کشور عضو « امارات متحده عربی، بحرین، قطر، کویت، عربستان سعودی و عمان» به وجود آمد، عملاً کانونی برای گردآوری دلارهای نفتی منطقه و انتقال آن به بغداد برای تقویت بنیه نظامی عراق شده بود.
هنگامی که جنگ عراق علیه جمهوری اسلامی ایران به پایان رسید، تنها مطالبات نقدی 6 کشور عضو این شورا از عراق از مرز 80 میلیارد دلار گذشته بود. این غیر از میلیاردها دلار نفتی بود که دولت های منطقه به ویژه کویت و عربستان از پالایشگاه ها و پایانههای خود به حساب عراق به شرکت ها و کمپانیهای نفتی غرب فروخته بودند.
** ناکامی صدام در دستیابی به اهدافش
ایمان و اعتقاد راسخ رزمندگان اسلام به حقانیت انقلاب اسلامی، رهبری بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ره و موج عظیم مردمی که در قالب «بسیج» برای دفاع از کیان نظام جمهوری اسلامی ایران طی 8 سال حضور خود را در جبهه حفظ کردند، بزرگ ترین سرمایه انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی بود و مهم ترین نقش را در توقف ماشین جنگی عراق برعهده داشت.
در بررسی عوامل شکست عراق در دستیابی به اهداف اعلام شده، علاوه برایمان و اعتقاد رزمندگان اسلام، عوامل دیگر از قبیل ناامیدی حامیان صدام از سقوط جمهوری اسلامی ، روشنگری ها و دستورات امام خمینی ره، مردمی شدن جنگ و سرانجام پذیرش قطعنامه 598 از جانب ایران نیز بی تأثیر نبود، نتیجه آن شد که عراقی ها 8 سال پس از شروع جنگ در همان نقطه اولیه آغاز قرار داشتند.