قطره بارانی

دکتر محمدعلی بارانی

قطره بارانی

دکتر محمدعلی بارانی

قطره بارانی
دکتر محمدعلی بارانی استاد دانشگاه



عملیات فرمانده کل قوا-خمینی روح خدا با در محور آبادان - دارخوئین به صورت نیمه گسترده در تاریخ  21/3/1360 به فرماندهی سپاه انجام شد.

 زمینه‌ ساز شکست‌ حصر آبادان‌


اولین عملیات ،بعد از عزل بنی صدر

مشکل‌ آفرینی‌ها و کارشکنی‌های‌ «بنی‌ صدر» آن‌ قدر برای‌ رزمندگان‌ و فرماندهان‌ ایرانی‌ عذاب‌آور شده‌ بود که‌ پس‌ از بر کناری‌ وی‌ از فرماندهی‌ کل‌ قوا، به‌ پیشنهاد و استقبال‌ همه‌ فرماندهان‌ جنگ‌ قرار شد عملیاتی‌ که‌ در جبهه‌ «دارخوین» در حال‌ انجام‌ بود، به‌ علامت‌ رضایت‌ از این‌ کار حضرت‌ امام، «فرمانده‌ کل‌ قوا- خمینی‌ روح‌ خدا» نامگذاری‌ شود. نیروهای‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ مدت‌ 4 ماه‌ بدون‌ سر و صدا و جلب‌ توجه‌ دشمن‌ و در نزدیکی‌ نیروهای‌ عراق، شبانه‌ یک‌ کانال‌ به‌ طول‌ 1300 متر و به‌ شکل‌ «T» حفر کردند که‌ انتهای‌ آن‌ وارد میدان‌ مین‌ در جلوی‌ خاکریز و خط‌ آتش‌ دشمن‌ شده‌ بود.

پیشانی‌ این‌ کانال‌ به‌ موازات‌ خط‌ آتش‌ دشمن‌ و به‌ فاصله‌ 400 تا500 متر قرار داشت. در این‌ حمله، نیروهای‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ عمل‌ کننده‌ و ارتش‌ جمهوری‌ اسلامی‌ پشتیبانی‌ و پدافند را به‌ عهده‌ داشتند. قرار بود در ساعت‌3 و30 دقیقه‌ بامداد21 خرداد ماه‌1360 حمله‌ آغاز شود. ساعت‌11 شب، خبر برکناری‌ بنی‌ صدر از فرماندهی‌ کل‌ قوا توسط‌ امام‌ خمینی4))، از رادیو پخش‌ شد و وضعیت‌ در بهترین‌ حالت‌ ممکن‌ قرار گرفت.

این‌ عملیات، خود کلیدی‌ برای‌ باز شدن‌ طلسم‌ محاصره‌ آبادان‌ و آزمایشی‌ برای‌ عملیات‌ بزرگ‌ ثامن‌ الائمه(7) بود. در این‌ حمله‌ با3 کیلومتر پیشروی، مواضع‌ محکم‌ و مهم‌ دشمن‌ در این‌ جناح‌ به‌ تصرف‌ درآمده‌ و دست‌ کم‌32 دستگاه‌ تانک‌ و نفربر منهدم،و تعداد1496 تن‌ از نیروهای‌ دشمن‌ کشته، زخمی‌ و اسیر شدند. در راه‌ بدست‌ آوردن‌ این‌ پیروزی،120 تن‌ از برادران‌ سپاهی‌ به‌ شهادت‌ رسیدند. این‌ عملیات‌ توسط‌ سردار رحیم‌ صفوی‌ و شهید حسن‌ باقری‌ طراحی‌ و اجرا گردید که‌ فرماندهی‌3 محور اصلی‌ آن‌ را شهیدان‌ منصور موحدی‌- پهلوان‌ نژاد و رضا رضایی‌ بعهده‌ داشتند.


خلاصه گزارش عملیات :
نام عملیات : فرمانده کل قوا – خمینی روح خدا نفوذی – انهدامی
زمان اجرا : 21/3/1360
مکان اجرا : منطقه عمومی دارخوین
تلفات دشمن : 1496 کشته ، زخمی و اسیر
ارگان های عمل کننده : سپاه پاسداران با پشتیبانی و پدافند ارتش
اهداف عملیات : پیشروی‌ در مواضع‌ دشمن‌ نفوذی‌ و انهدامی‌


نقشه عملیات

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۰
محمدعلی بارانی


عزل بنی صدر

پرتال امام خمینی (س): ابوالحسن بنی‌صدر که در آستانه پیروزی انقلاب به کشور بازگشته و با سخنرانی‌ها و ارائه کتاب‌های خود، از خویش چهره‌ای مذهبی ـ انقلابی و اقتصاد دانی آگاه، به مردم ارائه کرده بود، در تاریخ 5/11/1358 از دیگر رقبا پیشی گرفت و به عنوان اولین رئیس‌جمهور اسلامی ایران برگزیده شد. دوران هفده ماهه ریاست جمهوری وی یکی از پر حادثه‌ترین دوران‌های انقلاب است. وی مغرور از آرای بدست آمده بنا را بر اختلاف‌افکنی بین قوای کشور و تمرد از قانون و عدم تمکین در برابر مصوبات مجلس شورای اسلامی و درگیری با نیروهای خط امام گذاشت که منجر به اعلام عدم کفایت سیاسی وی توسط مجلس و تأیید آن از طرف حضرت امام شد و متعاقب آن حضرت امام طی پیامی بنی‌صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کرد.

حکم [عزل ابو الحسن بنى صدر از فرماندهى نیروهاى مسلح‏]

زمان: 20 خرداد 1360/ 7 شعبان 1401

مکان: تهران، جماران‏

موضوع: عزل بنى صدر از فرماندهى نیروهاى مسلح‏

مخاطب: ستاد مشترک ارتش جمهورى اسلامى ایران‏

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

ستاد مشترک نیروهاى مسلح جمهورى اسلامى ایران. آقاى ابو الحسن بنى صدر از فرماندهى نیروهاى مسلح برکنار شده ‏اند. «1»

روح اللَّه الموسوی الخمینى‏

 (1)- به استناد بندهاى ذیل اصل 110 قانون اساسى، نصب و عزل فرماندهان عالى رتبه نیروهاى مسلح جمهورى اسلامى ایران از وظایف و اختیارات رهبرى انقلاب است که بر اساس اختیارات مندرج در همین اصل، مسئولیت فرماندهى کل قوا بر عهده رهبرى مى ‏باشد.

(صحیفه امام، ج14، ص 420)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۰
محمدعلی بارانی


ام عملیات : ظفر 1 زمان اجرا : 7/3/1364
مدت اجرا : 1 رروز مکان اجرا : جزیره مینو
ارگانهای عمل کننده : تکاوران ارتش جمهوری اسلامی ایران
اهداف عملیات : انهدام بخشی از نیروهای دشمت در منطقه اروند رود



نقشه محور عملیاتی

نقشه محور عملیاتی





عملیات ظفر 1 (ایذایی) جزیره مینو


ساعت 20 و 15 دقیقه روز 7 خرداد ماه 1364 رزمندگان نیروی زمین ارتش جمهوری اسلامی مستقر در جبهه جنوبی با گذشتن از عرض رودخانه ‹‹اروند رود›› و یورش به مواضع اشغالی دشمن در جزیره ‹‹مینو›› ضمن انهدام بخشی از نیروهای دشمن شماری از سنگرهای انفرادی و اجتماعی نیروهای عراق را از میان برده و به مواضع پیشین خود بازگشتند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۰
محمدعلی بارانی

پاسخ به چند سوال درباره انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر انقلاب در سال 68

 پس از رحلت امام خمینی(ره) در 14 خرداد 1368، مجلس خبرگان که وظیفه انتخاب رهبر انقلاب را به‌عهده داشت، بلافاصله تشکیل جلسه داد تا این وظیفه بسیار سخت و مهم را به انجام رساند. کشور در اوضاع دشواری بود؛ هر لحظه ممکن بود مرزها با تهدید جدیدی مواجه شود (خصوصاً آنکه خبرهایی شایع شده بود که نیروهای صدام پس از رحلت امام در حال پیش‌روی به‌سمت مرزها هستند) و یا دشمن برای کشور نقشه‌ای جدید تدارک ببیند تا از شرایط روزهای بدون امام بزرگوار سوء استفاده کنند. آیت الله خامنه‌ای چند روز بعد از فوت امام، این نگرانی‌ها را این گونه روایت کرده‌اند: «دشمنان ما فرض کرده بودند که جامعه [بعد از فوت امام] از هم گسسته شود و میان مردم حیرت به‌وجود آید و در بین مسئولان اختلاف کلمه بروز کند و انقلاب از حمایت مردمی و حصار دفاع عمومی محروم شود. آنها به این فرض امید بسته، و برای آن لحظه سرمایه‌گذاری کرده بودند».

http://nojavan.khamenei.ir/assets/contents/text-115/13961018_618818.jpg

قانون اساسی در مورد انتخاب رهبر چه می گفت؟

طبق اصل صد و هفتم قانون اساسی کشور که در سال 58 با رأی مردم اجرایی شد، در این شرایط باید خبرگان ملت، فردی واجد صلاحیت مرجعیت را که دارای بینش سیاسی و توانمندی در اداره کشور باشد به رهبری برمی‌گزیدند و در صورتی که فردی را شایسته این مقام نمی‌یافتند، در قانون این امکان وجود داشت که خبرگان گروهی از مراجع واجد صلاحیت (3 تا 5 نفر) را به‌عنوان شورای رهبری انتخاب کنند تا با هم اداره کشور را به‌عهده بگیرند. لازم است گفته شود که دانستن تفاوت اجتهاد و مرجعیت برای فهم تمام این مطلب ضروری است. مجتهد کسی است که توانایی استنباط و فهم احکام دین از منابع فقهی را دارد و می‌تواند حکم دین را در موارد مختلف تشخیص دهد؛ اما مرجع تقلید کسی است که نظریات فقهی خود را در کتابی که معمولاً توضیح المسائل نامیده می‌شود منتشر کرده باشد و در یک کلام علاوه بر اجتهاد، مقلدانی داشته باشد که از او تقلید می‌کنند و وجوهات شرعی خود را در اختیار او قرار می‌دهند.

باید یک مرجع تقلید واجد صلاحیت رهبری به‌عنوان رهبر بعدی انقلاب با رأی نمایندگان مجلس خبرگان انتخاب می‌شد.

چرا شورای رهبری انتخاب نشد؟

مجلس خبرگان رهبری در اولین تصمیم‌گیری خود باید بین دو گزینه رهبری یک فرد دارای صلاحیت و یا شورای رهبری انتخاب می‌کرد. آیت الله خامنه‌ای در این رأی‌گیری، از موافقان رهبری شورایی بودند ولی اکثریت اعضای خبرگان با قاطعیت با رهبری شورایی مخالفت کردند؛ سه بار تعداد مخالفان رهبری شورایی شمرده شد و هر سه بار اکثریت خبرگان مخالف رهبری شورایی بودند. قانوناً و شرعاً تنها راه ممکن، انتخاب یک فرد به‌عنوان رهبر بود.

http://nojavan.khamenei.ir/assets/contents/text-115/13961018_367746.jpg

اکثریت اعضاء خبرگان با قاطعیت با رهبری شورایی مخالفت کردند

چرا رهبر از میان مراجع تقلید آن زمان، انتخاب نشد؟

با اینکه لیست‌های مختلفی از حالت‌های مختلف رهبری شورایی نوشته شده بود ولی وقتی این گزینه در خبرگان رأی نیاورد، تنها راه، رأی‌گیری برای رهبری افرادی بود که گمان می‌رفت صلاحیت این منصب را داشته باشند. قانوناً انتخاب رهبر به دوسوم آرای نمایندگان خبرگان نیاز دارد. گزینه‌های مختلفی در مجلس خبرگان مطرح شد ولی اکثر اعضای مجلس خبرگان که همگی مجتهد هستند، هیچ‌کدام از آن بزرگواران را هرچند که مرجع تقلید بودند، دارای صلاحیت رهبری نمی‌دانستند؛ حتی در مجلس خبرگان برای رهبری یکی از مراجع بزرگوار آن زمان، یعنی آیت الله گلپایگانی رأی‌گیری شد ولی ایشان تنها 14 رأی موافق داشتند و 61 رأی مخالف داشتند. طبق قانون وقتی رهبری شورایی رأی نیاورده و باید فردی به‌عنوان رهبر انتخاب شود، باید قانوناً آن فرد علاوه بر مرجعیت، صلاحیت رهبری هم داشته باشند اما طبق نظر خبرگان هیچ‌کدام از مراجع زنده زمان صلاحیت رهبری را نداشتند... . کار، گره خورده بود... قانون اساسی موجود برای انتخاب رهبر بعدی کافی نیست و اندیشیدن چاره‌ای برای این وضعیت بیشتر از هر نهادی، برعهده مجتهدان منتخب مردم در مجلس خبرگان بود.

اکثر اعضای مجلس خبرگان که همگی مجتهد هستند، هیچ‌کدام از مراجع تقلید آن زمان را دارای صلاحیت رهبری ندانستند

ماجرای بازنگری در قانون اساسی چه بود؟

در همین زمان نظر خبرگان به نامه‌ای که امام خمینی تقریباً چهل روز پیش از این نوشته بودند جلب می‌شود تا شاید نظر امام و تیزبینی‌شان بتواند بار دیگر مسائل پیشِ‌روی انقلاب را حل کند. مسئله این بار این بود که قانون اساسی نمی‌توانست راهگشا باشد؛ چون فقط دو راه (شورای رهبری یا انتخاب رهبر از میان مراجع تقلید) در قانون پیش‌بینی شده بود که هیچ‌کدام در مجلس خبرگان رأی نیاورد. امام راحل حدوداً چهل روز قبل از ارتحالشان، این واقعه را به‌نحوی پیش‌بینی کرده و برای آن چاره اندیشیده بود. امام در 4 اردیبهشت 68، گروهی بیست‌نفره را برای اصلاح و بازنگری قانون اساسی تعیین کردند. مجلس هم طبق فرمان امام 5 نفر را به این گروه بیست‌نفره اضافه کرد. امام خمینی، ریاست این مجمع را برعهده آیت الله خامنه‌ای گذاشته بودند و به این گروه فقط دو ماه فرصت داده بودند تا بخش‌هایی از قانون اساسی را اصلاح کرده و قانون اساسی جدید را برای تأیید به رأی مردم بگذارند؛ امام در این حکم، اهمیت این کار را این گونه متذکر شدند: «رفع نقایص آن (قانون اساسی) یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر جامعه اسلامی و انقلابی ماست و چه‌بسا تأخیر در آن موجب بروز آفات و عواقب تلخی برای کشور و انقلاب گردد. و من نیز بنا بر احساس تکلیف شرعی و ملی خود از مدتها قبل در فکر حل آن بوده‌ام». مجمع بازنگری و اصلاح قانون اساسی، از همان زمان برای بررسی مواردی که در فرمان امام به اصلاح نیاز داشت جلسه تشکیل داد تا پس از اصلاح، قانون اساسی جدید به رأی مردم گذاشته شود.

امام خمینی حدوداً چهل روز قبل از فوتشان، این واقعه را به‌نحوی پیش‌بینی کرده بودند و برای آن چاره اندیشیدند

رهبر باید مرجع تقلید هم باشد یا اجتهاد کافی است؟

پس از آنکه کارشناسان مواردی از ناکارآمدی یا گره‌هایی اجرایی و مدیریتی در اولین قانون اساسی جمهوری اسلامی را پس از یک دهه تجربه عملی حکومت‌داری تشخیص دادند، آیت الله مشکینی به امام خمینی نامه‌ای ‌نویسد و نظر امام را درباره اصلاح قانون اساسی جویا می‌شود؛ امام تصمیم‌گیری را درباره همه موارد به اعضاء گروه بازنگری می‌سپارند و فقط نظرشان را در مورد یک نکته خاص بیان می‌کنند تا در ادامه راه انقلاب مشکلی باقی نماند؛ مسئله شرط مرجعیت برای رهبری نظام. پاسخی که 35 روز بعد، گره قانون اساسی را بعد از رحلت امام باز می‌کند. پاسخ تاریخی امام به آیت الله مشکینی درباره کافی بودن شرط اجتهاد برای رهبری و لازم نبودن مرجعیت را با هم بخوانیم:

حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج شیخ علی مشکینی ــ دامت افاضاته
پس از عرض سلام، خواسته بودید نظرم را در مورد متمم قانون اساسی بیان کنم. هرگونه آقایان صلاح دانستند عمل کنند. من دخالتی نمی‌کنم. فقط در مورد رهبری، ما که نمی‌توانیم نظام اسلامی‌مان را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامی‌مان در جهان سیاست و نیرنگ دفاع کند. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط «مرجعیت» لازم نیست. مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور کفایت می‌کند. اگر مردم به خبرگان رأی دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را به‌عهده بگیرد، قهری او مورد قبول مردم است. در این صورت او ولیّ منتخب مردم می‌شود و حکمش نافذ است. در اصل قانون اساسی من این را می‌گفتم، ولی دوستان در شرط «مرجعیت» پافشاری کردند، من هم قبول کردم. من در آن هنگام می‌دانستم که این در آینده نه‌چندان دور قابل پیاده شدن نیست. توفیق آقایان را از درگاه خداوند متعال خواستارم.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
روح‌الله الموسوی الخمینی
68/2/9

http://nojavan.khamenei.ir/assets/contents/text-115/13961018_823479.jpg

من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط «مرجعیت» لازم نیست. مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور کفایت می‌کند

ماجرای رفراندوم و تعیین موقت رهبری چه بود؟

آیت الله امینی متن نامه امام خطاب به آیت الله مشکینی را از تریبون مجلس خبرگان قرائت می‌کند، کار آسان می‌شود. یکی از شروط قانون اساسی سال 58 طبق نظر امام خمینی، از شروط انتخاب رهبری برداشته می‌شود. حالا می‌توان از میان مجتهدین حاضر، فردی را به‌عنوان رهبر انتخاب کرد و دیگر لازم نیست که او علاوه بر اجتهاد، مرجع تقلید هم باشد. خبرگان تصمیم مهمی می‌گیرند. تصویب نظر امام و حذف شرط مرجعیت برای رهبری نیازمند آن است که این اصلاح در متن قانون اساسی جدید اعمال شود و قانون اساسی مجدداً به رفراندوم یا همه‌پرسی گذاشته شود تا مردم هم قانون اساسی را تأیید کنند. ولی خبرگان نمی‌توانستند تا چند ماه دیگر و تا زمان رأی مردم به قانون اساسی جدید کشور را در این وضعیت بحرانی بدون رهبر بگذارند؛ بحرانی که از یک طرف به پیشروی نیروهای صدام به‌سمت مرزهای ایران، و از طرف دیگر به دلشوره و نگرانی مردم از وضعیت انقلاب بعد از فوت امام و نقشه‌های احتمالی دشمنان برای آسیب به کشور مربوط می‌شد. با توجه به همه این نکات، خبرگان تصمیم می‌گیرند از میان مجتهدین، فردی را موقتاً به‌عنوان رهبر انتخاب کنند و پس از رأی‌گیری درباره قانون اساسی، مجدداً رأی‌گیری دیگری برای نهایی شدن انتخاب رهبر برگزار کنند.

http://nojavan.khamenei.ir/assets/contents/text-115/13961018_324500.jpg

خبرگان تصمیم گرفتند از میان مجتهدین موجود، موقتاً برای دفع خطرات فردی را انتخاب کنند و بعد از آنکه قانون اساسی به رأی مردم گذاشته شد، دوباره برای انتخاب نهایی رهبر تصمیم بگیرند

چرا آیت‌الله خامنه‌ای با انتخاب خودشان مخالفت کردند؟

حال، اعضای خبرگان باید تا روز رأی‌گیری قانون اساسی جدید، مجتهدی را به‌صورت موقت به‌عنوان رهبر انتخاب می‌کردند؛ با توجه به نظر اکثریت اعضا و شناختی که اغلب حاضران از توانایی‌های آیت الله خامنه‌ای در دو دوره ریاست جمهوری و سوابق مدیریتی دیگر داشتند، ایشان را به‌عنوان گزینه موقت رهبری مطرح کردند. از طرف دیگر اجتهاد آیت الله خامنه‌ای هم به‌جهت عضویت در مجلس خبرگان و هم به‌جهت تأیید اساتید حوزه‌های علمیه آن زمان و برخی از مراجع عصر حاضر که در آن زمان عضو مجلس خبرگان بودند، امری مشخص بود، علاوه بر این صلاحیت‌های شخصی، نقل خاطره برخی اعضا از اشاره مکرر امام به صلاحیت آقای خامنه‌ای برای رهبری در جلسات خصوصی نیز، در این انتخاب بی‌تأثیر نبود. البته چند نفر با انتخاب آیت الله خامنه‌ای مخالف بودند و برخی از آنها پای تریبون رفتند تا با انتخاب ایشان مخالفت کنند؛ یکی از آن مخالفان از همه سرسخت‌تر بود و در جلسه به‌شدت با انتخاب آیت الله خامنه‌ای مخالف کرد و آن فرد کسی نبود جز خود آیت الله خامنه‌ای. ایشان با انتخاب خودشان مخالفت کردند، مخالفتی که هم نشانه‌ای بر بزرگواری و تواضع آیت الله خامنه‌ای بود و هم حاکی از اینکه ایشان تمام تلاش خود را کردند تا این وظیفه بسیار دشوار که سختی‌های زیادی در آن است، برعهده فرد دیگری گذاشته شود اما در نهایت با رأی قاطع مجتهدان مجلس خبرگان، پذیرش این مسئولیت برای ایشان تکلیف و وظیفه شرعی شد. آقا چند روز بعد با حفظ این تواضع کم‌نظیر در این باره می‌فرمایند: «روز شنبه، قبل از تشکیل مجلس خبرگان، با تضرع و توجه و التماس، به خدای متعال عرض کردم: "پروردگارا ! تو که مدبر و مقدر امور هستی، چون ممکن است به‌عنوان عضوی از مجموعه‌ی شورای رهبری، این مسؤولیت متوجه من شود، خواهش می‌کنم اگر این کار ممکن است اندکی برای دین و آخرت من زیان داشته باشد، طوری ترتیب کار را بده که چنین وضعیتی پیش نیاید". واقعاً از ته دل می‌خواستم که این مسؤولیت متوجه من نشود... . در مجلس خبرگان بحث‌هایی پیش آمد و حرفهایی زده شد که نهایتاً به این انتخاب منتهی شد. در همان مجلس، کوشش و تلاش و استدلال و بحث کردم تا این کار انجام نگیرد؛ ولی انجام گرفت و این مرحله گذشت. من همین الآن خودم را یک طلبه‌ی معمولی و بدون برجستگی و امتیازی خاص می‌دانم... اما حالا که این بار را روی دوش من گذاشتند، با قوّت خواهم گرفت؛ آن‌چنان که خدای متعال به پیامبرانش توصیه فرمود: «خذها بقوّة» [اعراف: 145]».

در همان مجلس، کوشش و تلاش و استدلال و بحث کردم، تا این کار انجام نگیرد؛ ولی انجام گرفت و این مرحله گذشت

آقا چقدر رأی آوردند؟

رأی‌گیری برای انتخاب موقت آیت الله خامنه‌ای به‌عنوان رهبر انجام شد. نتیجه رأی‌گیری بسیار جالب توجه است. از 74 نفر حاضر در مجلس خبرگان، 60 مجتهد با اجتهاد و واجد صلاحیت رهبری بودن ایشان موافقت کردند و این یعنی بیش از 80 درصد مجتهدان منتخب مردم ایشان را به‌عنوان رهبر موقت انقلاب تا رأی‌گیری برای قانون اساسی انتخاب کردند.

http://nojavan.khamenei.ir/assets/contents/text-115/13961018_341053.jpg

بیش از 80 درصد مجتهدان منتخب مردم ایشان را به‌عنوان رهبر موقت انقلاب تا رأی‌گیری برای قانون اساسی انتخاب کردند

بعد از گذشتن دوره موقت و برگزاری رفراندوم، دوباره رأی‌گیری شد؟

بله؛ از روز 14 خرداد 68 تا روز همه‌پرسی قانون اساسی که در آن شرط مرجعیت برای رهبری حذف شده بود و اجتهاد و عدالت و سایر صلاحیت‌ها برای انتخاب رهبری کافی بود، آیت الله خامنه‌ای با 92 درصد رأی خبرگان، موقتاً رهبر انقلاب اسلامی بودند. قانون اساسی جدید در 6 مرداد ماه 1368 با رأی مثبت 97 درصد افراد رأی‌دهنده به تصویب رسید. پس از برگزاری رفراندوم قانون اساسی و رأی مثبت مردم به آن، خبرگان قانون اساسی جلسه‌ای دیگر برای انتخاب رهبری تشکیل دادند و در این جلسه برای انتخاب آیت الله خامنه‌ای مجدداً رأی‌گیری شد که در این رأی‌گیری، آیت الله خامنه‌ای به‌اتفاق آراء، به‌عنوان رهبر انقلاب اسلامی برگزیده شدند و این مسئولیت خطیر برعهده ایشان گذاشته شد.

http://nojavan.khamenei.ir/assets/contents/text-115/13961018_158916.jpg

آیت الله خامنه‌ای با آراء مثبتِ بیشتری نسبت به رأی‌گیری 14 خرداد، به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی برگزیده شدند

پاورقی: تمامی نقل‌قول‌های مستقیم از آیت الله خامنه‌ای مربوط به سخنرانی ایشان در تاریخ 12 تیرماه 1368 است.

منبع: khamenei.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۰
محمدعلی بارانی




قیام خونین 15 خرداد, قیام پانزدهم خرداد,چگونگی شکل گیری قیام خونین 15 خرداد

قیام 15 خرداد نقطه عطفی در کارنامه انقلاب اسلامی ایران به شمار می رود

 

قیام خونین 15 خرداد

بی تردید هیچ دگرگونی و انقلابی بی ریشه و علت پدید نمی آید و بسترها و عواملی در شکل گیری آن مؤثر است. قیام 15 خرداد نیز جنبشی ماندگار و اثر گذار است و نقطه عطفی در کارنامه انقلاب اسلامی ایران به شمار می رود. این قیام، سر آغاز تحوّلات و دگرگونیهای شگفت آوری شد که به حق می توان از آن به عنوان «یوم اللّه» نام برد.

دستگیری امام خمینی (ره )

در سحرگاه 15 خرداد 1342، عوامل رژیم شاه به خانه ساده و بی‌آلایش حضرت امام در قم یورش بردند و امام خمینی (ره) که روز پیش از آن در روز عاشورای حسینی در مدرسه فیضیه قم، طی سخنان کوبنده‌ای پرده از جنایات شاه و اربابان آمریکایی و اسرائیلی او برداشته بودند، ‌دستگیر و به زندانی در تهران منتقل شدند.

 

قیام پانزدهم خرداد قم
پس از انتشار خبر دستگیری امام (ره ) در پانزدهم خرداد 1342، بسیاری از مردم قم، به منزل ایشان رفتند و به اتفاق فرزندشان، حاج آقا مصطفی ، در حدود ساعت شش بامداد، به سمت حرم مطهر حضرت معصومه (س) حرکت کردند. پس از مدتی، صحن مطهر و خیابان های اطراف، لبریز از جمعیتی شد که شعار "یامرگ یا خمینی" را با هیجان شدیدی تکرار می کردند. در همان زمان، علما و مراجع وقت هم با صدور بیانیه هایی، خواستار آزادی فوری حضرت امام (ره )شدند.

در حدود ساعت ده صبح، با ورود نیروهای مسلّح برای تقویت نیروهای شهربانی قم، تیراندازی و رگبار مسلسل ها شروع شد و تعداد زیادی از مردم زخمی شده یا به شهادت رسیدند. شدّت تیراندازی به حدّی بود که امکان انتقال زخمی ها و اجساد شهیدان  نبود و این کشتار، تا ساعت پنج عصر ادامه یافت.


حمام خون درتهران
درپانزدهم خرداد 1342، مردم تهران هم چون سایر شهرها، در اعتراض به دستگیری امام خمینی (ره ) به خیابان ها ریختند و قیام خونین خویش را آغاز کردند. سیل خروشان کشاورزان غیور و کفن پوش ورامین، دهقانان کن و نیز مردم جماران به سوی تهران سرازیر شد. انبوه جمعیت بازاری، بار فروش، دانشگاهی و اقشار مختلف مردم، با فریادهای رعد آسای "یا مرگ یا خمینی" و "مرگ برشاه" تهران را به لرزه درآورد. شاه که در برابر قیام قهر آلود ملٌت، تاج و تخت خود را درحال زوال می دید، با رگبار مسلسل به جنگ ملٌت مظلوم رفت و تهران را در پانزدهم خرداد 1342، به کشتارگاه مخوف و حمام خون تبدیل ساخت.

 

راه پیمایی در سایر شهرها
در روز پانزدهم خرداد 1342، در بیشتر شهرها، درگیری، راه پیمایی، برگزاری جلسات و نیز سخنرانی بر ضد رژیم و اعتراض به دستگیری امام صورت گرفت. در بعضی از شهرها مانند شیراز، تبریز و مشهد، اعتراض از شدٌت و گشتردگی بیشتری برخوردار بود که در اثر این حوادث، تعداد زیادی کشته، مجروج یا زندانی شدند.

 

قیام خونین 15 خرداد, آثار قیام پانزدهم خرداد,چگونگی شکل گیری قیام خونین 15 خرداد

در روز 15 خرداد 1342، در بیشتر شهرها راهپیمایی در  اعتراض به دستگیری امام صورت گرفت

 

 تلاش رژیم برای تغییر واقعیت
قیام پانزدهم خرداد، جوششی از طرف مردم بود برای درهم کوبیدن رژیم سلطنت و گرچه به سرعت نتیجه قطعی نداد، آثار بسیار باقی گذاشت. از این رو، عوامل رژیم حاکم، به روش های گوناگون کوشیدند با استفاده از همه امکانات و ازجمله رسانه های گروهی، جنبه اسلامی و مردمی را از آن بگیرند و جهت خارجی به آن داده، افکار عمومی را فریب دهند. بنابراین رژیم مدعی شد که عده ای از مردم،برای به دست آوردن پول، به تهاجم بر ضد دولت دست زده اند و گفتند که این پول ها را شخصی به نام "جمال عبدالناصر" فرستاده تا در ایران، توطئه هایی صورت گیرد. البته با همه این تلاش ها و ادعاهای پوچ و بی اساس، شعله قیام پانزدهم خرداد 1342، روز به روز روشن تر می گردید.


پانزدهم خرداد در مطبوعات جهان
پس از قیام پانزدهم خرداد 1342، مطبوعات خارجی به صورت های مختلف و با تیترهایی درشت، از این روز نام بردند. برای مثال روزنامه "دی ولت" در شماره 129 خود نوشت:" در تهران، صدها نفر کشته شده اند. دولت عَلَم، حکومت نظامی اعلام کرد. ارتش با تانک و مسلسل، بر ضد طرفداران رهبر مسلمانان، [امام] خمینی که علیه اصلاحات شاه دست به اعتراض زده اند، وارد عمل شد". یا روزنامه "الاهرام" در 16 خرداد نوشت: "دیروز تهران در آتش خشم شعله ور شد... این، شدیدترین تظاهرات ضد شاه بود وهنگامی آغاز شد که رهبر دینی، روح الله خمینی و یاوران او دستگیر گردیدند".

 

قیام خونین 15 خرداد,چگونگی شکل گیری قیام خونین 15 خرداد,قیام پانزدهم خرداد

قیام 15 خرداد ، جوششی از طرف مردم  برای در هم کوبیدن رژیم سلطنت پهلوی بود

 

 انعکاس نهضت پانزدهم خرداد
پس از واقعه پانزدهم خرداد 1342، با وجود سانسورهای شدید دستگاه شاه، خبرهای دستگیری امام خمینی(ره) و قیام 15 خرداد؛ در مدت کوتاهی، تنها در سراسر کشور، که به فراتر از مرزها گسترش یافت و موجی از نفرت و خشم بر ضد شاه به راه افتاد. حوزه های علمیه نجف، کربلا و کاظمین، به حمایت از امام خمینی (ره)، تلگراف هایی به سران کشورهای اسلامی و سازمان های بین المللی مخابره و کشتار پانزدهم خرداد رژیم را به شدٌت محکوم کردند. تمام این جریان ها در حالی صورت می پذیرفت که در مطبوعات کشور هیچ خبری ازحقایق و وقایع منعکس نمی شد.

 

آزادی امام امٌت
جنبش پانزده  خرداد، اگرچه واکنش طبیعی مردم مسلمان در برابر مصوٌبات خلاف اسلام رژیم و بازداشت امام خمینی(ره) بود، آزادی فوری ایشان را در برنداشت. از این رو، اعتراض ها از همه نقاط ادامه داشت و سرانجام علمای طراز اوٌل کشور،برای چاره جویی، در تهران اجتماع کردند. رژیم حاکم که از یک پانزده خرداد دیگر بیمناک بود، کوشید آنها را پراکنده سازد و قدمی در راه خواست آنها برندارد. از طرفی مراجع تقلید، اعلامیه ای صادر کردند مبنی بر این که امام خمینی (ره ) مجتهد جامع الشرایط و مرجع تقلید است و براساس قانون، از محاکمه و تعرٌض مصون است. سپس با انتشار این مطلب، رژیم خود به خود مجبور شد برای فرو نشاندن نارضایتی های عمومی، امام خمینی را در هجدهم فروردین 1343 آزاد کند.

 

آثار قیام 15 خرداد
به طور کلی قیام 15 خرداد آثار عمده‌ای از خود برجای نهاد:
1- رهبری حرکتهای مخالف رژیم را به مذهبیها منتقل کرد و چپی‌ها را به حاشیه راند.
2- کشتار مردم در قیام 15 خرداد، چهرة مزدورانه شاه را که تا آن زمان تقصیرها را به گردن نخست وزیران می‌انداخت افشا نمود و انقلابیون پس از آن به راههای اصلاح طلبانه پشت کرده سرنگونی نظام سلطنتی را خواستار شدند.


3- از آن پس طرد همه قدرتهای بیگانه از ایران مورد توجه قرار گرفت و سرانجام قیام 15 خرداد و نقطه آغاز نهضت بازگشت به خویشتن در کشور شد. از آن پس انجمن‌های اسلامی در نقاط مختلف پدید آ‌مدند و جو غیر اسلامی در دانشگاهها و دیگر مجامع به آرامی شکسته شد. 



 

منابع :

iec-md.org

daneshnameh.roshd.ir

hawzah.net

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۰
محمدعلی بارانی




امام خمینی (ره), رحلت امام خمینی(ره), سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)

14 خرداد ؛ سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)

 

سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)

سید روح‌الله مصطفوی ملقب به امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بودند که در 14 خرداد سال 1368 رحلت نمودند.

امام خمینی در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 24 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد پـاى بـر خـاکدان طبیعت نهاد و در 14 خرداد سال 1368 هجری شمسی به ملکوت اعی پیوست.

 

مروری کوتاه بر وقایع زندگی امام خمینی(ره)
امام خمینی (ره) پس از درگذشت حضرت آیت الله بروجردی به مخالفت با سیاست های طاغوت برخاست و در قیام 15 خرداد 1342 دستگیر و روانه تهران و زندانی گردید، پس از مدتی آزاد و به شهر مقدس قم مراجعت نمود. در قضیه تصویب کاپیتولاسیون (مصونیت مجرمین آمریکائی در ایران) با سخنرانی مهم و آتشین در مسجد اعظم قم دستگیر و به ترکیه و سپس به عراق تبعید گردید.

 

امام خمینی (ره) در سال های اقامت در عراق همچنان رهبری مبارزه با رژیم پهلوی را به عهده داشته و در سال 1357 با هماهنگی رژیم پهلوی به رژیم بعث عراق، ایشان ناگزیر از خروج از عراق شده و با عزیمت به پاریس مبارزه و انقلاب ،امام را وارد مرحله اساسی نمود.
با اقامت امام خمینی (ره) در پاریس و انعکاس سخنان و نقطه نظرات ایشان در رسانه های غربی رژیم پهلوی در ضعف و انزوا قرار گرفته و با رهبری هوشمندانه و دقیق ایشان انقلاب اسلامی مردم ایران با خروج شاه و خانواده سلطنتی از ایران به روزهای اوج خود نزدیک گردید.

 

زندگینامه امام خمینی (ره), رحلت امام خمینی(ره), سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)

امام خمینی در سن 87 سالگی به ملکوت اعی پیوست

 

با مراجعت رهبر فقید ایران در 12 بهمن 1357 و هدایت انقلاب از نزدیک، صبح پیروزی در 22 بهمن ماه 1357 دمید و مردم ایران شاهد پیروزی را در آغوش گرفته بود.
با انحلال رژیم سلطنتی و پایان حکومت 57 ساله و ستمکارانه پهلوی، امام خمینی (ره) جمهوری اسلامی ایران را با آرای قاطع مردم بنیان نهاد. از 22 بهمن 1357 تا 14 خرداد 1368 حضرت امام همچنان رهبری انقلاب را به دوش کشیده و انقلاب و کشور را در حوادث خطرناکی و توطئه های گوناگون و جنگ 8 ساله تحمیلی عراق و تحریم ها به سلامت و به خوبی رهبری نمودند.

 

رحلت امام خمینی (ره)

امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را که مـى بایــست ابـلاغ کنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـکار گرفته بـود. اینک در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را آماده ملاقات عزیزى مى کرد که تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف کرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گریه نکرده بـود.

 

سروده هاى عارفانه اش همه حاکى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود. و اینک ایـن لحظه شکـوهمنـد بـراى او ، و جانــکاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش ، فـرا مـى رسید. او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جایگاه ابــدى سفر مى کنـم و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحیـم مى خـواهـم که عذرم را در کوتاهى خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امـیدوارم که عذرم را در کـوتاهى ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند.

 

شگفت آنکه امام خمینـى در یکـى از غزلیاتـش که چنـد سال قبل از رحلت سروده است :

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم             سالها مى گذرد حادثه ها مى آید

 

ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود. قــلبـى از کار ایستـاد که میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احـیا کرده بـود. بــه وسیله دوربین مخفـى اى که تـوسط دوستان امــام در بیمارستان نصب شده بـود روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى که گوشه هایـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد غوغایى در دلها بر افکند که وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممکـن نیست. لبها دائمـا به ذکـر خـدا در حـرکت بود.

 

رحلت امام خمینی(ره),امام خمینی (ره), سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)

مراسم تشییع پیکر امام خمینی (ره)

 

در آخرین شب زندگى و در حالى که چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل کرده بود و در حالیکه چندیـن سرم به دستهاى مبارکـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى کرد. در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشى ملکـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اکرم (ص) را زمـزمه مـى کـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود که روحـش به ملکـوت اعلى پرواز کرد. وقتى که خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـى زلزله اى عظیـم رخ داده است ، بغضها تـرکیـد و سرتاسر ایران و همـه کانـونهایـى کـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــکپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد. هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل کنترل مردم را در آن روزها تـوصیف کند.

 


 

منابع :

daneshnameh.roshd.ir

farsi.khamenei.ir


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۰
محمدعلی بارانی

فتح خرمشهر5

مسجد جامع خرمشهر نماد مقاومت

فتح خرمشهر7

اوج عزت و اقتدار رزمندگان جان بر کف ایران

فتح خرمشهر 3

زنان قهرمان همدوش با مردان غیور برای بیرون راندن دشمن بعثی و متجاوز دست به قبضه اسلحه بردند.

فتح خرمشهر4

گوشه کوچکی از ویرانی های رژیم متجاوز بعثی عراق

فتح خرمشهر 6

مصاحبه افسران رژیم بعث عراق و مانور تبلیغاتی پوشالی سه روز مانده به فتح خرمشهر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۰۴
محمدعلی بارانی

بسم الله الرحمن الرحیم

خرمشهر را خدا آزاد کرد.    امام خمینی (ره)                    

97/03/03

فتح خرمشهر 1

خرمشهر قهرمان که با تهاجم سراسری روزهای آغازین جنگ توسط ارتش بعثی با دو تیپ از نیروهای ویژه و یک لشگر زرهی، محاصره شد. پس از 34 روز مقاومت قهرمانانه نیروهای سپاه پاسداران خرمشهر به فرماندهی شهید محمد جهان آرا و نیروهای جان بر کف تکاور ارتش جمهوری اسلامی و نیروهای مردمی سرانجام با تهاجم از زمین و هوا زیر آتش خمپاره توپخانه و هوایی اشغال شد. دوران اشغال این تیکه از جان مام وطن 578 روز به طول انجامید و سرانجام در پی سلسله عملیات های مشترک و پیروز سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی در عملیات بزرگ بیت المقدس که در نیمه شب 10 اردیبهشت سال 1361 با رمز یا علی ابن ابیطالب(ع) با (فرماندهی مشترک فرمانده کل سپاه محسن رضایی و ارتش جمهوری اسلامی شهید صیاد شیرازی) طی چند مرحله، شکست پی در پی ارتش بعثی عراق صبح روز سوم خرداد سال 1361 آزاد شد.

در جریان آزاد سازی خرمشهر حدود 16 هزار نفر از نیروهای دشمن بعثی کشته شده و 19 هزار نفر نیز به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. در این عملیات بزرگ متأسفانه نیروهای خودی حدود 6000 نفر شهید عالی قدر تقدیم کردند و خونین شهر را به خرمشهر تبدیل شد.

امام خمینی‌(ره) در پی پیام تبریکی فرمودند :«خرمشهر را خدا آزاد کرد.» این جمله حاوی پیام های مختلفی بود که می­توان این­گونه برداشت نمود که امدادهای غیبی و الهی پشتیبان نیروهای رزمنده بودند و وحدت و توکل به خدا در نیروهای یدالله واحده شدند و جشن پیروزی را با هم گرفتند.

بله فتح خرمشهر درسی است که هرگاه وحدت در میان ملت و سپاه و بسیج و ارتش وحدت و جهادسازندگی و همدلی باشد پیروزی قریب است. همانطور که آن روزگار بر دشمن تا دندان مسلح که ورزیده ترین نیروهای ویژه های جنگ شهری خود با حفر کانالهای پی در پی و سنگرهای چند لایه و میدان های وسیع مین خیال ترک خرمشهر را نداشت. به طوری که صدام با اطمینان کامل از پدافند دورا دور و چند لایه و استقرار نیروهای زرهی و توپخانه در پشتیبانی نزدیک با نخوت و غرور فراوان اعلام کرده بود که اگر ایرانی ها خرمشهر را باز پس بگیرند، من کلید بصره را به آنها خواهم داد. با شکست سنگینی که نیمی از نیروهای ارتش بعثی در این عملیات از بین رفت و غرور ملی ایرانیان که با تعرض قوای بعثی جریحه­دار شده بود. دوباره بازگشت و ایران سراسر جشن و سرور شد. با وحدت و توکل می­شود بارها و بارها پوزه دشمن را به خاک مالید.

مبارک و  فرخنده باد بر ملت غیور و سپاه  قهرمان و بسیج جان بر کف و ارتش دلاور قهرمان و جهاد سازندگی ایران و افتخار ابدی برای ایرانیان و جانبازان عزیز، یاد شهدای عزیز و قهرمان یادشان شاد و راهشان پررهرو باد..

بر روح امام(ره) و شهداء صلوات                     

                                                                          محمد علی بارانی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۴۵
محمدعلی بارانی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۹
محمدعلی بارانی

سلام یاران همراه از اینکه به رغم مدتی سکوت ما را تنها نگذاشتید بسیار ممنون و متشکریم، امید است در دور جدید با عنایت خداوند متعال و با لطف شما مسیر گذشته را با رویکردی نو ادامه دهیم. با ما باشید در خدمتتان هستم.

محمد علی بارانی

دوم اردیبهشت ماه نود و هفت

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۰۱
محمدعلی بارانی